چقدر امشب حس نوشتن دارم .. اما اینقدر موضوع تو ذهنمه که نمیدونم از کجا شروع کنم .
سوم مهر ماه ۸۷ رمانی رو که روز هشت مهر ماه ۶۱ شروع کرده بودم به پایان رسوندم . پایان رمان هر چی بود اما از وقتی تموم شد یعنی درست در همین چند روز احساس میکنم شدم یه ادم دیگه . آدمی که سالها گم شده بود . پایان غم انگیزی داشت رمان . فکر نمیکردم بتونم به پایان های غم انگیز هم راضی بشم ا ما بالاخره شدم .
+ جمعه پنجم مهر 1387  
|