اگه کم نیاریم که داد نمی زنیم .
۱۰ سالش بود. پسرم رو میگم . نشسته بودیم و سر یکی از درخواست هاش بحث میکردیم . به هرحال یک جمله از اون و یکی از من . استدلال میاورد خیلی قوی و من پاسخ میدادم . دلیل میاورد که به خواسته اش برسه . به هرحال اینقدر این بحث ادامه پیدا کردکه من صدام رو بلند کردم و داد زدم .
- چرا داد میزنی مامان ؟
نمیدونستم در مقابلش چی بگم که جبران این حرکت اشتباهم رو بکنه . هیچ چیزی بهتر از واقعیت نبود.
- معلومه چرا داد زدم مامان . چون کم آوردم . آدم اگه منطق داشته باشه و کم نیاره که داد نمیزنه. حرف میزنه .
دو تامون زدیم زیر خنده . و بغلش کردم و بوسیدمش . بعد خیلی صادقانه براش توضیح دادم که درخواستش به حقه ولی فعلا" باید صبر کنه. و اون هم خیلی منطقی پذیرفت .
+ جمعه بیست و سوم شهریور 1386  
|
