تبليغاتX
دوستداران کودک

دوستداران کودک

عشق به انسانها را تمرین کنیم

 

چقدر در روز ممکنه این عبارت رو بشنویم ؟. ( قلبا" براش احترام قائلم ) یا همین مضمون با کلمات مشابه .

    اما دقت کردید این  احترام قلبی عجب بار سنگینیه روی قلب .  وقتی در شما ایجاد میشه قلبت در اون لحظه میخواد  قید طپش رو بزنه اصلا" و برای ادای احترام بایسته    . تحمل اینهمه بار رو نداره .  مثلا دیروز که وارد زورخانه جهان پهلوان تختی شدم .       ۴ نفر دعوت شده بودیم برای اهدا جوایز به جوانان باستانی کار استان و بقیه هم علاقمندانی که دور تا دور گود نشسته بودند در جایگاه مخصوص تماشاچی ها .    عکس جهان پهلوان تختی   هم  زورخانه را مزین کرده بود .  صدای مرشد  حس عجیب بهم میداد .   به نظرم  نگاه کردن به گود جرات میخواد و خلوص نیت و روح پاک رو میطلبه .  نگاه  و اندیشه رو باید  وضو  داد   تا لایق   همسویی با گود  بشه . در اون گود    جهان پهلوان تختی رو تصور میکردم  و گاهی شخصیتهای داستانی که از بچگی در فضاهای زورخانه ای  معرفی شده اند ...   قرار بود امیر رضا و کامیار رو باخودم ببرم که چون در اون ساعت امیر رضا درحال استراحت بود بدلیل مریضی رو به پایانش و کامیار هم خواب بود .   تنها رفتم .   مرشد در پایان  از  بهلوانان جوان خواست که دعای مخصوص برای خودم و  بیمارم بکنن .  با چه شکوهی این افتخار نصیبم شد .من هم در اون لحظه همه بیمارهایی که میشناختم و یا نمی شناختم با تعریف  (همه بیماران )  در ذهنم حاضرکردم تا دعا نصیب همه شون بشه .  دست مرشد درد نکنه .   دعایی از دل اون گود مقدس و از نفس گرم پهلوانان جوان و با همت   .

   شعر  استاد گرمارودی  در خاطرم نقش بست : 

 گودالی چنین رفیع ندیده بودم         در حضیض نیز میتوان عزیز بود  .     از گودال

بپرسید .   

 

+  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386      |