تبليغاتX
دوستداران کودک

دوستداران کودک

عشق به انسانها را تمرین کنیم

 

الان که مطلب  تخریب رو تموم کردم  اومدم از وبلاگ خارج شم  چشمم افتاد به کاغذی که فکر میکنم بیش از یکهفته است روی میزم قرارداره و میدونم مثل همه کاغذهای مشابهش برای همیشه نگه میدارم   . کاغذی که یک دوست محترم روش یادداشتی نوشته و لای کتاب حافظ گذاشته .  از زمانی یادمه هر وقت کسی برام خیلی محترم بوده یا عزیز  اصلا نتونستم دست نوشته هاش رو پاره کنم . یه یادداشت از پدرم دارم که سالهاست توی خونه ام نگه داشتم و  تنها دلیلی که اون کاغذ پاره رو نمیتونم بندازم دور اینه که دست خط پدرم روشه . یا اینکه یادداشت های همسرم رو از دورانهای نامزدی  تقریبا تا ۱۸ سال بعد نگه داشته بودم و اگه به دست خودش پاره نشده بود قطعا الان ......  یا کلیه دفترهای مشق بچه هام از آمادگی تا دبیرستان  و نقاشی هاشون ومیدونید چقدر کاغدهای  تلنبار شده این چنینی دارم که حکم گنج داره برام . فقظ چون اثری از یک عزیز روی اون ثبت شده . طیف وسیعی از دست نوشته های خواهر  برادر  پدر  بچه  و....    چرا؟ خیلی دلم میخواد ریشه اش رو بدونم که ازچه روحیه ای نشات میگیره ؟    احساس   ؟ یک اعتقاد ؟ یک ضعف ؟    چیه واقعا " . گاهی خودم رو کلافه میکنه که با این روحیه بجنگم یا حفظش کنم ؟ اما واقعا وقتی یکی برام عزیز میشه  تمام تعلقات و وابستگی  هاش برام عزیز میشه . و یک  دوست رو  هم همیشه تمام و کمال با همه خوب و بدش پذیرفتم .

+  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386      |