قدیم ها رسم بود میگفتن ساده ترین کار تخریبه . خراب کردن که کاری نداره . بنا کردن سخته اگه راست میگی بیا ایجاد کن بیا بنا کن خراب کردن که ما همه بلدیم .. اما آیا الان هم این اعتقاد صحت داره ؟ واقعا تخریب کاری نداره ؟ و آیا بنا کردن هر چیزی همینقدر سخته ؟ اگه اینجوره چرا رشته های تحصیلی دراین زمینه شکل گرفته ؟ مثلا یکیش مهندسی تخریب . چرا؟ میتونه برا این باشه که راههایی رو پیدا کنن برای تخریب موضوع مورد هدف که به محیط های اطرافش و همسایگانش و ... خیلی چیزهای دیگه مرتبط با اون آسیبی وارد نشه . پس تخریب به همین سادگی ها هم نیست که میگن . باید دید این تخریب که گاهی راهی جز اون برات نمیمونه به چه قیمتی داره برا بقیه تموم میشه . چه چیزهایی بدنبالش ممکنه خراب شه و یا برعکس اگه دست به این تخریب نزنی چه عواقبی رو باید ببینی ؟ آیا این تخریب اون موقع تنها راهه ؟ آیا ارزش تخریبهایی که به دنبالش میاد رو داره ؟ و با چه شیوه هایی این تخریب باید صورت بگیره که پیامدهای منفی کمی داشته باشه و برای ایجاد یک بنای جایگزین زمینه مناسبی فراهم بشه . جدا در همین کاری که به نظر مردم این قدر ساده میاد خیلی نکته ها نهفته . این طور نیست ؟ پس چیزی که ساده است تخریب نیست بلکه انجام هر کار غلطی ساده است ولی اگه بخوای با تفکر اندیشه و بطور صحیح انجام بدی اون موقع خیلی سخت میشه . بناکردن غلط هم ساده است همونجور که تخریب کردن غلط ویا هر کار ناصحیح دیگه . پس چیزی که سخته اصولی انجام دادن هر کاره .
