چندین پرونده مربوط به موسسه خیریه رو به من و یکی دیگه از اعضای موسسه ارجاع داده بودند که به عنوان مددکار هم سری به اونها بزنیم و هم فوریت نیازشون رو تعیین کنیم . در نقاط مختلف شهر سکونت داشتند . شنیدن مشکلاتشون به اندازه کافی قلبم رو به درد آورده بود اما آخرین آدرس رو که متاسفانه نتونستیم خونه اش رو پیدا کنم مربوط بود به بهشت زهرای قدیم - جنب قبرستان اعدامیها و........... همراهم کنار قبرستان اعدامیها پارک کردو پیاده شدم و رفتم سر قبرها . فقط اسم و فامیل و تاریخ درگذشت بدون هیچ توضیح دیگه و یا علت مرگ معلوم بود که آدرس رو درست اومدیم . اوایل انقلاب مدام میشنیدم که فلانی هم اعدام شد ..... اما اولین بار بود که قبرستانشون رو میدیدم . حس خوبی نداشتم .اصلا با مقوله ای به نام اعدام موافق نیستم . سوار شدم راهمون رو ادامه دادیم و رفتیم چند کوچه بالاتر اما نتونستیم پیدا کنیم خونه ای رو که دنبالش بودیم . از دیشب تا این لحظه هنوز فکرم مشغول قبرستان اعدامیهاست ....
+ جمعه دهم اسفند 1386  
|
