این هم شانس بزرگیه که خدا فرصت خدمت کردن رو سر راهم قرار میده . آشنا شدن با مشکلات دیگران فرصتیه تا مشکلات خودت یادت بره .
از سال گذشته خداوند فرصتی سر راهم قرارداد تا با بیماری صرع آشنا بشم . حالا بماند که چطور و چرا.
اما به هر حال این هم یه امتحان جدید بود . فکر کنم کلکسیونم داره کامل میشه ! بازم شکر .
بگذریم . در این یک سال با دکتر بسیار پرحوصله و با محبتی آشنا شدم . که در هر نوبت ویزیت احساس میکنم ازش آرامش و انرژی مثبت میگیرم . با مسئولیت کامل نسبت به مریض رفتار میکنه و مشاورخوبی هم هست .
براساس راهنمایی دکتر با انجمن صرع هم آشنا شدم . در جلسه ای که پنج شنبه گذشته داشتند شرکت کردم . اما احساس میکنم اینها همه اش اجزای یک پازل بود که مرحله به مرحله من رو به سمت و سوی زمینه های جدیدی از فعالیتهای گروهی هدایت میکرد .
جلسه متشکل از تعدادی از پزشکان متخصص مغز و اعصاب بود . و عضو داوطلب که من بودم . و دو نفر از کادر دفتری انجمن . دلم میخواست رمق و توان گذشته رو داشتم . خیلی خسته بودم . خسته و نگران . اما ربع ساعتی که از معارفه و صحبت های اولیه گذشت و جمع وارد بحث های اصلی شد احساس کردم دارم جون میگیرم . دوباره یک حس و حالی داشت در من زنده میشد که تمام رخوت و سستی رو درمن از بین می برد . تقریبا برنامه هر عضو بعد از اتمام جلسه مشخص بود و من هم پیگیرانه از همون ساعتهای اول رفتم سراغ مسئولیتهایی که قبول کرده بودم .
با سردبیر نشریه محلی که ا ز دوستانم بود تماس گرفتم و ازش خواستم تا مدتی ستونی رو به اطلاع رسانی در خصوص بیماری صرع و انواع و درمان اون اختصاص بده . تماس تلفنی با مسئول انجمن که یکی از پزشکان متخصص مغز و اعصاب بود گرفتم و خواستم که مطالب رو در اختیارم قرار بده . برای جمع اوری کمک های مالی از طریق قبض های انجمن هم با نفراتی موثر صحبت کردم . و قرار شد این کار رو عملی کنیم .
با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم تماسی برقرار کردم و از طریق یکی از رابطین قرار گذاشتیم که جلسه ای برای خانواده های بچه های عضو کانون ترتیب داده بشه و با حضور پزشک متخصص درباره صرع اطلاع رسانی و به پرسشهای احتمالی افراد حاضر در جلسه هم پاسخ داده بشه .
همه این ها رو با مسئول انجمن هماهنگ کردم . مثل همیشه کار گروهی و جمعی برای هدفی عام المنفعه داشت اثر مثبت خودش رو روی روح وروانم میذاشت . بازم باید از آقای دکتر سپاسگزار باشم که مشاور خوبی برام بود. اما تصمیم گرفتم وبلاگ خاصی برای این فعالیتم اختصاص بدم . و از این به بعد مطالب مربوط به این فعالیت ها رو قدم به قدم در اون بنویسم و به عنوان یک ابزار اطلاع رسانی درباره انجمن و بیماری صرع هم ازش استفاده کنم.
