تبليغاتX
دوستداران کودک

دوستداران کودک

عشق به انسانها را تمرین کنیم

این هم شانس بزرگیه که خدا فرصت خدمت کردن رو سر راهم قرار میده . آشنا شدن با مشکلات دیگران  فرصتیه تا مشکلات خودت یادت بره .

از سال گذشته  خداوند فرصتی سر راهم قرارداد تا با بیماری صرع آشنا بشم . حالا بماند که چطور و چرا.

اما به هر حال این هم یه امتحان جدید بود .   فکر کنم کلکسیونم داره کامل میشه ! بازم شکر .

 

بگذریم . در این یک سال  با دکتر بسیار پرحوصله و با محبتی آشنا شدم .   که در هر نوبت ویزیت احساس میکنم  ازش آرامش  و انرژی مثبت  میگیرم . با مسئولیت کامل نسبت به مریض رفتار میکنه و مشاورخوبی هم هست .

  براساس راهنمایی دکتر  با انجمن صرع  هم آشنا شدم . در جلسه ای که پنج شنبه گذشته داشتند شرکت کردم .  اما  احساس میکنم اینها همه اش اجزای یک پازل بود که مرحله به مرحله من رو  به سمت و سوی  زمینه های جدیدی از  فعالیتهای گروهی  هدایت میکرد .

جلسه متشکل از تعدادی از پزشکان متخصص مغز و اعصاب بود . و عضو داوطلب که من بودم . و دو نفر از کادر دفتری انجمن . دلم میخواست رمق و توان گذشته رو داشتم .   خیلی خسته بودم . خسته و نگران . اما ربع ساعتی که از معارفه و صحبت های اولیه گذشت و جمع وارد بحث های اصلی   شد  احساس کردم دارم جون میگیرم . دوباره یک حس و حالی داشت در من زنده میشد که  تمام  رخوت و سستی  رو  درمن از بین می برد . تقریبا برنامه هر عضو بعد از اتمام جلسه مشخص بود و من هم پیگیرانه از همون ساعتهای اول رفتم سراغ  مسئولیتهایی که قبول کرده بودم .

با سردبیر نشریه محلی که ا ز دوستانم بود تماس گرفتم و ازش خواستم تا مدتی ستونی رو به اطلاع رسانی در خصوص بیماری صرع و  انواع و درمان اون اختصاص بده . تماس تلفنی با مسئول انجمن که یکی از پزشکان متخصص مغز و اعصاب بود گرفتم و خواستم که مطالب رو در اختیارم قرار بده .  برای جمع اوری کمک های مالی از طریق قبض های انجمن هم با نفراتی موثر صحبت کردم . و قرار شد این کار رو عملی کنیم .

با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم تماسی برقرار کردم و از طریق یکی از رابطین قرار گذاشتیم که جلسه ای برای خانواده های بچه های عضو کانون ترتیب داده بشه و با حضور پزشک متخصص درباره صرع  اطلاع رسانی  و به پرسشهای احتمالی افراد حاضر در جلسه هم پاسخ داده بشه .

همه این ها رو با مسئول انجمن هماهنگ کردم . مثل همیشه کار گروهی و جمعی برای هدفی عام المنفعه  داشت اثر مثبت خودش رو روی روح وروانم میذاشت .  بازم باید از آقای دکتر سپاسگزار باشم که مشاور خوبی برام بود. اما تصمیم گرفتم  وبلاگ خاصی برای این فعالیتم اختصاص بدم . و از این به بعد  مطالب مربوط به این فعالیت ها رو قدم به قدم در اون بنویسم و به عنوان یک ابزار اطلاع رسانی درباره  انجمن و  بیماری صرع   هم ازش استفاده کنم. 

+  شنبه بیستم بهمن 1386      |