تبليغاتX
دوستداران کودک

دوستداران کودک

عشق به انسانها را تمرین کنیم

 متاسفم كه  سه حرف بي ارزش  ( پ  و ل ) شده طرف حساب تمام ارزشها .  سلام . سلامتي . دوستي . دوستداري . احترام . اعتبار و. همه چيز را به بازي گرفته .

 

اوايل نوجوانيم مصادف شد با دوران انقلاب . چه عالمي بود . هيچ كس  در صف جدايي قرار نداشت مگر با دسته بندي  براساس افكار و عقيده هاشون . يعني هر چي بود و نبود با انديشه محك زده ميشد . پول داشتن و پولدار بودن شده بود يك  حرف ناسزا . همه دوست داشتن اداي ادمهاي يه لا قبا رو در بيارن . يادمه  برادر يكي از دوستام كه از خانواده هاي بازاري شهر بودن  شلوار لي نو كه ميخريد  تمام سر زانوها  و پاچه هاي شلوارش رو سنگ پا ميكشيد كه نو جلوه نكنه .  لباسهاي مندرس پوشيدن نشانه تشخص بود . كسي مراسم عروسيش رو بزرگ و مجلل نميگرفت كه بيشتر احترام در جامعه كسب كنه . جواب بله به خواستگار مهندس و دكتر دادن شده بود عاملي براي انتقاد بقيه . كه اي بابا تو هم رفتي دنبال پست و مقام ....

القصه  . سرتون رو به درد نيارم . دنيايي بود برا خودش .  بلغور كردن كلمات قلمبه سلمبه سياسي  و انقلابی شده بود نشانه بزرگي و شخصيت . حالا معناش بدوني يا ندوني . فرق نميكنه  بايد بلد باشي به زبون بياري و بادي به غبغب بندازي كه اي  ما هم از قافله عقب نمونديم ها .

   خلاصه اين برو بچه هاي اول انقلاب   با هر سليقه و طبقه و قشري كه بودن کنارهم  قدم برميداشتن . ظاهرا" كه همه همراه و هم مسلك و رفيق بودند ..

    ديروز همينجوري داشتم به اين مسير چند ساله پيموده شده فكر ميكردم . چقدر از اون بچه ها كه خارج از كشوررفتن . تعدادي زنداني و اعدامي وفراري ... شدن . تعدادي هم بدليل محروميت هاي اجتماعي به كارهايي غير از شغلشون در انزوا مشغولن. اما همه هم اينجوري نموندن . بعضي ها هم  به هر حال به برکت    صد جور فرصت و شانس  كه سر راهشون قرار گرفت حالا حسابي جاشون عوض شده  . ديگه از جمله آدمهاي مبارز و مخالف سرمايه داري نيستن . حالا شدن بخشي از همون طبقه اي كه سالها با  اصل موجوديت شون جنگيده بودن .... (یا افراط  یا تفریط  راه دیگه ای نمی شناسیم )

       فرهنگ شون هم عوض شده ... مشغوليتهاشون هم ..... ديگه كم كم حوصله معاشرت با آدمهاي  مشكل دار  بي پول  رو هم ندارن ....  يادشون رفته كه قرار بود شريك سختي هاي هم بشيم و جامعه اي سالم بسازيم ...  عجب آفتيه اين پول و رفا ه  و تجمل گرايي ... از آدم  سنگ ميسازه ....  

         اصلا" خدائيش بخوان نخوان  تو نگاهشون تحقير ميبيني .. درست اين سوال كه آخه اين هم زندگيه شما دارين ميكنين ؟  حصاري ميكشن دور خودشون و همه جور آدمي رو ديگه تو جمعشون  راه نميدن .. اگر هم بدن اينقدر روابط سرد و يخزد ه اس كه هر دو طرف ترجيح ميدن قطع ش كنن اين ارتباط رو ...  حرف مشترکی دیگه ندارن   يادشون رفته كه زماني حاضر بودن از جون شون هم بگذرن  حالا اینقدر لازمه غرق تجمل شد که یادمون بره بابا جان اینها همه ابزاره برای زندگی خود زندگی نیست ... 

به قول يكي از دوستهام  وقتي پول داري و زندگي مجلل  خوشي مال خودته احترامش رو هم از بقيه مي بيني ... وقتي هم كه در قعر مشكلات داري دست و پا ميزني  بدبختيهات مال خودته و  تحقير و چپ چپ نگاه كردن هم از بقيه نثارت ميشه ..  حالا در هر دو حالت چي گير اين ( بقيه ) مياد  ما مونديم چي بگيم ...

 

+  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386      |