تو حیاط مشغول آویزون کردن لباسهای شسته شده روی طناب بود که دید اونور حصار کوتاه و شمشادی خونه شون پسر بچه ۵ساله اش بغل مرد همسایه اس و تمام سرو صورت ولباسش پر خون شده . نفهمید چطور با همون چادر و دمپایی دوید تا به اونا برسه.
- نگران نباشید چیزی نیست الان میبرمش درمانگاه .
مرد همسایه شون از دور داد زد.
- سینا با سنگ زده تو سر پسرتون سرش شکسته .
و مادر همچنان میدوید تا به اونا برسه .
و پسرک با همون سروصورت خونی فریاد میزد.
- مامان من چیزیم نیست. برو خونه سینا. الان مامانش میزندش ها. برو نزار کتک بخوره.
- عزیز دلم ...
و اشک تو چشمای مادر حلقه زد نه از شکستن سر پسرش بلکه از این همه بزرگواری که یک پسر بچه میتونه داشته باشه .
توی درمانگاه هم مدام به مادرش میگفت .
- مامان من چیزیم نیس. برو پیش مامان سینا. الان با سینا دعوا میکنه.
- باشه آرش جان الان میرم . بزار تو رو ببرم خونه.
و پس از بخیه و پانسمان پسرش رو رسوند خونه . و تا کوچه پشتی شون که خونه سینا بود رفت تا سفارش پسرش رو به مامان سینا برسونه.
- آرش قول گرفته از من که نزارم سینا کتک بخوره.
...
شب برای پسرش کباب درست کرد و با سبزی و گوجه و ...توی یه سینی گذاشت و برد کنار تختش.
- مامان برای سینا هم بردی؟
مادر که از ته دل از دست سینا عصبانی بود. بخاطر پسرش به آرامی گفت
- نه مامان جان . مامانش خونه س . خودش به بچه اش شام میده .
- خب نمیده دیگه . من میدونم الان داره دعواش میکنه. اول برای سینا شام ببر.
مادر به اصرار پسرش یه سینی چلو - کباب و سبزی برد در خونه سینا.
مادرش در رو باز کرد .و گفت:
- شام بهش بدم ؟؟؟. اصلا" تنبیهش کردم و گفتم امشب از شیر هم خبری نیست.از تو اطاقش هم اجازه نداره بیاد بیرون .
از سینا میشد هر چیزی گرفت الا سهمیه شیر که فو ق العاده دوست داشت . برعکس داداشش سروش که لب به شیر نمیزد. و جالب بود که دوقلو هم بودن بادنیایی تفاوت سلیقه.
- حالا کوتاه بیا . خودشون دوتا که از دست هم دلخور نیستن . ما هم که نباید آتیش بیار معرکه باشیم .
- نه باید یاد بگیره .
- درسته . ولی آرش گفته تا امشب سینا شام نخوره من هم نمیخورم . باور کن ازم خواسته ببینم سینا شام خورده . بعد شامش رو میخوره .
و سینا اون شب با وساطت و خواهش دوستش مورد عفو مادر قرارگرفت و شام و سهمیه شیر نصیبش شد. اما قول داد که دیگه سنگ پرتاب نکنه طرف کسی ...
ای کاش عفو کردن اشتباهات بقیه رو از کودکان یاد بگیریم ...
