خلوتی با خود .......
روزی که شروع کردم به نوشتن این وبلاگ قصد داشتم بی دغدغه بنویسم و اگر کسی لطف کرد و نوشته هام رو خوند آزادانه نظرش رو بگه . اما همیشه ادامه راه یه جورایی شاخ و برگ انگیزه ها بیشتر میشه . روزای اول به این فکر نمیکردم که اصلا" نظری نوشته میشه یا نه . نوشتن یک وظیفه نیست . خواندن هم همینطور . در این حیطه این دو نفر یعنی نویسنده و خواننده همدیگه رو به شکل طبیعی پیدا میکنن. هر نویسنده مخاطب خودش رو. خواننده هم برای دل خودش یه مطلب رو میخونه . همون جور که نویسنده برا دل خودش مینویسه .
اما یه جورایی حس میکنم یاد نگرفتم با خودم خلوتی داشته باشم . .... . خب باید برای این خلوت تمرین کرد. همه چیز با تمرین و تمرین و تمرین حاصل میشه . باید برای تحقق هر چیزی تلاش کرد.
به قول این تبلیغ تلویزیونی
سخته ولی ممکنه
