امروز آخرین روز ساله .. قرار نبود بیام سر کار .
ا..
. از این خلوت استفاده کردم و سررسید فعالیتهای سال گذشته و عملکرد انجام شده رو مرور کردم . در کنارش خیلی چیزهای دیگه رو .. خاطرات ایجاد کردن ها و بحث و تبادل نظر های گروهی ... ضعف اعصاب هایی که گذروندیم و دلگرمی هایی که حرکت ها رو تقویت کرده بود.. به همکارانی که به نوعی از دست رفتند فکر کردم . به مهران که از همون اول جوونیش مجبور شد یک انسان عیالوار و جا افتاده باشه و امسال این جهان فانی رو ترک گفت و رفت که استراحت ابدی شاملش بشه . به دوستان و همکاران جدیدی که امسال وارد مجموعه کاری شدند... به آنچه میخواستیم بشه و آنچه که شد یا نشد ... به راه آینده ... و به همه چیز و همه چیز .. از صبح ساعت شش و نیم که اینجا هستم تا الان در این خلوت به خیلی کارها پرداختم .. کشوهای میزم رو هم پاکسازی کردم از خیلی کاغذهای مرده.. اما بعضی از کاغذها همیشه زنده هستن و حرف برا گفتن دارند اونها روباز هم در کشو جا دادم .... به خودم فکر کردم به آنچه که بودم آنچه که میخواستم باشم و اینکه چقدر موفق بودم .یا نبودم ... گرد و خاک های گوشه کنار ذهنم رو گرد گیری کردم ... اندیشه هام رو وجین کردم .. و باغچه ذهنم رو صفا دادم که در خور بهار باشه .. به فروردین فکر کردم که با هر بار اومدنش کتابچه عمر من رو هم ورق میزنه.. میدونم که این درگیری ذهنی طراحی آینده با درس از گذشته درست تا لحظه تحویل سال درونم جریان داره و کتابچه اهداف ذهنم رو حتما تا اون موقع تدوین میکنم .. اما فکر نکنم دیگه فرصتی برای نوشتن این وبلاگ تا سال دیگه داشته باشم
بنابراین :
از صمیم قلب برای همه موجودات زنده رعایت حقوق خودشون و کلیه همسایگان شون و همچنین محیطی شایسته زندگی کردن رو آرزومندم .. دعای تکراری برای همه شادی سلامتی موفقیت رو دیگه نمیخوام داشته باشم ...میدونید چرا چون زندگی بدون این ترکیب بندی های رنگارنگ اصلا تابلوی قشنگی نخواهد بود.. پس
همه چیز را با رعایت احترام و حقوق اجتماعی خود و دیگران و همچنین محیطی ایمن و شایسته برای همه موجودات زنده ( انسان - حیوانات - گیاهان - ..) آرزومندم ..![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
زندگی چون گل سرخ است
پر از عطر پراز خار پر از برگ لطیف
یادمان باشد اگر گل چیدیم
عطر و برگ و گل و خار
همه همسایه دیوار به دیوار همند ... سال نو مبارک
